تبلیغات
*ღ♥ღ♥ღ* ریتم عاشقونه *ღ♥ღ♥ღ* *ღ♥ღ♥ღ* ریتم عاشقونه *ღ♥ღ♥ღ* - ღ♥ღ♥ღدریای نگاه(فریدون مشیری)ღ♥ღ♥ღ
 

ღ♥ღ♥ღدریای نگاه(فریدون مشیری)ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فریدون مشیری، 

 

به چشمان پریرویان این شهر

به صد امید می بستم نگاهی

مگر یك تن از این ناآشنایان

مرا بخشد به شهر عشق راهی

 ***

به هر چشمی به امیدی كه این اوست

نگاه بی قرارم خیره می ماند

یكی هم، زینهمه نازآفرینان

امیدم را به چشمانم نمی خواند

 ***

 برای خواندن كامل این شعرزیبا به ادامه مطلب بروید

 

 

غریبی بودم و گم كرده راهی

مرا با خود به هر سویی كشاندند

شنیدم بارها از رهگذاران

كه زیر لب مرا دیوانه خواندند

 ***

ولی من، چشم امیدم نمی خفت

كه مرغی آشیان گم كرده بودم

زهر بام و دری سر می كشیدم

به هر بوم و بری پر می گشودم

 ***

امید خسته ام از پای ننشست

نگاه تشنه ام در جستجو بود

در آن هنگامه ی دیدار و پرهیز

رسیدم عاقبت آن جا كه او بود

 ***

"دو تنها و دو سرگردان، دو بی كس"

ز خود بیگانه، از هستی رمیده

از این بی درد مردم، رو نهفته

شرنگ ناامیدی ها چشیده

 ***

دل از بی همزبانی ها فسرده

تن از نامهربانی ها فسرده

ز حسرت پای در دامن كشیده

به خلوت، سر به زیر بال برده

 ***

به خلوت، سر به زیر بال برده

"دو تنها و دو سرگردان، دو بی كس"

به خلوتگاه جان، با هم نشستند

زبان بی زبانی را گشودند

سكوت جاودانی را شكستند

 ***

مپرسید، ای سبكباران! مپرسید

كه این دیوانه ی از خود به در كیست؟

چه گویم! از كه گویم! با كه گویم!

كه این دیوانه را از خود خبر نیست

 ***

به آن لب تشنه می مانم كه ناگاه

به دریایی درافتد بیكرانه

لبی، از قطره آبی تر نكرده

خورد از موج وحشی تازیانه

 ***

مپرسید، ای سبكباران مپرسید

مرا با عشق او تنها گذارید

غریق لطف آن دریا نگاهم

مرا تنها به این دریا سپارید

***

 

() نظرات

">