تبلیغات
*ღ♥ღ♥ღ* ریتم عاشقونه *ღ♥ღ♥ღ* *ღ♥ღ♥ღ* ریتم عاشقونه *ღ♥ღ♥ღ* - مطالب اشعار فروغ فرحزاد
 

ღ♥ღ در غروبی ابدی(فروغ) ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

 

- روز یا شب ؟

- نه ، ای دوست ، غروبی ابدیست

با عبور دو کبوتر در باد

چون دو تابوت سپید

و صداهائی از دور ، از آن دشت غریب،

بی ثبات و سرگردان ، همچون حرکت باد

 

-سخنی باید گفت

سخنی باید گفت

دل من میخواهد با ظلمت جفت شود

...

 

بقیه ی این شعر زیبا در ادامه مطلب 

دوست عزیز نظر یادت نره

 

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღ غزل(فروغ) ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

 

 

«امشب به قصهء دل من گوش می کنی»

 

«فردا مرا چو قصه فراموش می کنی»

 

                                                  ه.ا.سایه

 

چون سنگها صدای مرا گوش می كنی

سنگی و ناشنیده فراموش می كنی

 

رگبار نوبهاری و خواب دریچه را

از ضربه های وسوسه مغشوش می كنی

 

 

بقیه ی این شعر زیبا در ادامه مطلب 

دوست عزیز نظر یادت نره

 


 

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღ وصل( فروغ) ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

 

مردمکها، آه

آن صوفیان سادهء خلوت نشین من

جذبهء سماع دو چشمانش

از هوش رفته بودند

 

دیدم که بر سراسر من موج می زند

چون هرم سرخگونهء اتش

چون انعکاس اب

چون ابری از تشنج بارانها

چون آسمانی از نفس فصلهای گرم

تا بی نهایت

تا آنسوی حیات

گسترده بود او

 ...

 

بقیه ی این شعر زیبا در ادامه مطلب

 

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღ گذران ( فروغ) ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

تا به کی باید رفت

از دیاری به دیاری دیگر

نتوانم,نتوانم جستن

هر زمان عشقی و یاری دیگر

کاش ما آن دو پرستو بودیم

که همه عمر سفر می كردیم

 

از بهاری به بهار دیگر

آه، اکنون دیریست

که فرو ریخته در من، گویی

تیره آواری از ابر گران

چو می آمیزم، با بوسهء تو

روی لبهایم، می پندارم

می سپارد جان عطری گذران

 

...

 

بقیه ی این شعر زیبا در ادامه مطلب

 

 

 

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღ من از تو میمردم (فروغ) ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

من از تو میمردم

اما تو زندگانی من بودی

تو بامن میرفتی 

تو در من می خواندی

 

وقتی كه من خیابانها را

بی هیچ مقصدی می پیمودم

تو با من می رفتی

تو در من می خواندی 

...

 

بقیه ی این شعر زیبا در ادامه مطلب

 

 

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღمیان تاریکی(فروغ)ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

 

میان تاریکی

 

 

ترا صدا کردم

 

سکوت بود و نسیم

 

که پرده را می برد

 

در آسمان ملول

 

ستاره ای می سوخت

 

ستاره ای می رفت

 

ستاره ای می مرد

 

ترا صدا کردم

 

ترا صدا کردم

 

 برای خواندن كامل این شعرزیبا به ادامه مطلب بروید

 

***

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღ هدیه (فروغ) ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

 

 

من از نهایت شب حرف میزنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف میزنم

 

                       

 

اگر به خانهء من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچهء خوشبخت بنگرم

                  

 

                    

 

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღگنه کردم گناهی پر ز لذت (فروغ)ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

 

گنه کردم گناهی پر ز لذت 

درآغوشی که گرم و آتشین بود 

 

گنه کردم میان بازوانی 

که داغ و کینه جوی و آهنین بود 

 

در آن خلوتگه تاریک و خاموش 

گنه کردم چشم پر ز رازش 

 

دلم در سینه بی تابانه لرزید 

ز خواهش های چشم پر نیازش 

 

در آن خلوتگه تاریک و خاموش 

پریشان در کنار او نشستم 

 

لبش بر روی لبهایم هوس ریخت 

ز اندوه دل دیوانه رستم 

 

فروخواندم به گوشش قصه عشق 

ترا می خواهم ای جانانه من 

 

ترا می خواهم ای آغوش جانبخش

...

 

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღ♥ღ تشنه(فروغ) ღ♥ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

بوسه ی عاشقانه

من گلی بودم
در رگ هر برگ لرزانم خزیده عطر بس افسون
در شبی تاریک روییدم
تشنه لب بر ساحل کارون

بر تنم شراب شبنم خورشید می لغزید
یا لب سوزنده ی مردی که با چشمان خاموشش
سرزنش می کرد دستی را که از هر شاخه سرسبز
غنچه نشکفته ای می چید

  برای خواندن كامل این شعرزیبا به ادامه مطلب بروید

 

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღ بلور رؤیا(فروغ) ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

 

ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگر
در روحمان طراوت مهتاب عشق بود
سرهایمان چو شاخهء سنگین ز بار و برگ
خامش ، بر آستانه محراب عشق بود

من همچو موج ابر سپیدی کنار تو
بر گیسویم نشسته گل مریم سپید
هر لحظه می چکید ز مژگان نازکم
بر برگ دست های تو شبنم سپید

برای خواندن كامل این شعرزیبا به ادامه مطلب بروید

 

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღسپیده عشق(فروغ)ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

تصاویر عاشقانه

                       

آسمان همچو صفحه ی دل من
روشن از جلوه های مهتابست
امشب از خواب خوش گریزانم
که خیال تو خوشتر از خوابست

خیره بر سایه های وحشی بید
می خزم در سکوت بستر خویش
باز دنبال نغمه ای دلخواه
می نهم سر بروی دفتر خویش

 برای خواندن كامل این شعرزیبا به ادامه مطلب بروید

 

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღ♥ღ خواب(فروغ) ღ♥ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 


شب بر روی شیشه های تار
می نشست آرام ، چون خاکستری تبدار
باد نقش سایه ها را در حیاط خانه هر دم زیر و رو می کرد
پیچ نیلوفر چو دردی موج می زد بر سر دیوار
در میان کاج ها جادوگر مهتاب
با چراغ بی فروغش می خزید آرام
گویی او در گور ظلمت روح سرگردان خود را جستجو می کرد

من خزیدم در دل بستر
خسته از تشویش و خاموشی
گفتم ای خواب ، ای سر انگشت کلید باغ  های سبز
چشم هایت برکه تاریک ماهی های آرامش
کولبارت را بروی کودک گریان من بگشا
و ببر با خود مرا به سرزمین صورتی رنگ پری های فراموشی

                         

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღ♥ღ بعدها(فروغ) ღ♥ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 

مرگ من روزی فرا خواهد رسید :
در بهاری روشن از امواج نور
در زمستانی غبارآلود و دور
یا خزانی خالی از فریاد و شور

مرگ من روزی فرا خواهد رسید:
روزی از این تلخ و شیرین روزها
روز پوچی همچو روزان دگر
سایه ی زامروزها، دیروزها

 برای خواندن كامل این شعرزیبا به ادامه مطلب بروید

 

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღدنیای سایه ها(فروغ)ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 



شب به روی جاده ی نمناک سایه های ما ز ما گویی گریزانند
دور از ما در نشیب راه
در غبار شوم مهتابی که می لغزد

سرد و سنگین بر فراز شاخه های تاک
سوی یگدیگر به نرمی پیش می رانند

شب به روی جاده ی نمناک
در سکوت خاک عطرآگین

ناشکیبا گه به یکدیگر می آویزند
سایه های ما …

 برای خواندن كامل این شعرزیبا به ادامه مطلب بروید

 

ادامه مطلب

 

() نظرات

 

ღ♥ღ♥ღ♥ღ نا آشنا(فروغ) ღ♥ღ♥ღ♥ღ

نویسنده: شادی موضوع: اشعار فروغ فرحزاد، 

 


باز هم قلبی به پایم اوفتاد
باز هم چشمی به رویم خیره شد
باز هم در گیر و دار یک نبرد
عشق من بر قلب سردی چیره شد

باز هم از چشمه لب های من
تشنه ای سیراب شد  ‚ سیراب شد
باز هم در بستر آغوش من
رهرویی در خواب شد ‚ در خواب شد

 برای خواندن كامل این شعرزیبا به ادامه مطلب بروید

 

ادامه مطلب

 

() نظرات

">